اندیشه های واگرا و فراموش شدنی

زمان مطالعه: 1 دقیقه

خودمانی؛ نه جدی جدی …نه شوخی شوخی… شاید، شاید واقعی! به همین سادگی! اندیشه های واگرا و فراموش شدنی

سایت ساز

فروشگاه اینترنتی و وب سایت خود را به سرعت با سایت ساز سی می پلاس بسازید

گاهی فکری، خیالی یا وهمی به سراغ آدم می آید اما از ترس ایراد دیگران، قضاوت نا خوشایند دیگران یا حتی نا آشنایی عادت های خودمان به آنها، به کلی آنها را از محدوده خودآگاه خود خارج می کنیم.  گاهی در زمانهای بعد باز خودشان را نشان می دهند اما ما باز هم آنها را نادیده می گیریم یا با یک اظهار تاسف یا همدردی برای ضعف شرایطمان در گذشته وحال، برای استعداد های خود و بدشانسی های خود جایگاهی می سازیم و در تنهایی خود بارها و بارها با تاسف به زیارت آنها می رویم.

یکی از این خیالها برای من به باور نزدیک شده که می توانم آن را اینگونه به شما بگویم: خیلی از چیزها بارها و بارها کشف یا اختراع شده اند که کاشفان و مخترعان آنها به دلایل بالا آنها را به بوته فراموشی سپرده اند و از خودآگاه خود رانده اند.

دسته دیگر که جرات و پشتکار بیشتری داشته اند آنها را بیان کرده، نوشته و حتی پیگیری کرده اندکه به دلایل دیگری جدی گرفته نشده  و به فراموشی سپرده شده اند. دلایلی از قبیل :جایگاه نامناسب گوینده، زمان نامناسب، شنونده های نامناسب، فرهنگ بسته، باورهای غلط، سازمان اجتماعی نامناسب و حتی نداشتن پارتی مناسب. البته این آخری هنوز هم در دنیای علم و حتی در مرزهای علمی هم اتفاق می افتد، در کنفرانس های علمی، ژورنال ها و گروه های تحقیقاتی!

می شود گفت که مشکل دیگری نیز در این زمینه به تازگی افزوده شده است: پنهانکاری قدرت های بزرگ و حتی حکومت های کوچک و تجارتهای انحصارطلب. چه برای حفظ انحصار خود و بی خبر نگه داشتن عموم مردم باید این یافته ها و زمینه ها در ذهن مردم بروز نکنند یا خفه شده به فراموشی سپرده شوند.

این مسئله بحث ما نیست. نکته مورد توجه در اینجا: ارزش گذاری افکار و حتی اوهام و تخیلات نا مانوس و “واگرا” (که مشابه افکار موجود نیست) در انسان ها و کارکرد این نوع اندیشه ها در پیشرفت نوع انسان است. در دنیای علم با همه شرایط ظاهرا مناسب علمی ایده ها، اندیشه ها، اکتشافات، اختراعات فراوانی را می توان یافت که چند صد سال بعد دوباره عنوان شده، گل کرده، پذیرفته شده و قالب زده شده اند. در فیزیک، ستاره شناسی، ریاضی و … اگر جستجو کنید حتما به نتایج تعجب آوری خواهید رسید. حتی در مورد برق متناوب و … خیلی از اینها در تاریخ علم گم شده اند و بعضی از آنها شانس این را داشته اند که حتی کشف جدید یا دوباره را به نام همان قدیمی ها بنویسند.

جالب است اگر وضعیت زمین، ماه، خورشید، ستارگان … کهشکانها را در ادبیات مولوی، حافظ و شبستری بخوانیم و با تاریخ ثبت شده کشف این موضوعات در تاریخ مسیحیت یا غرب مقایسه کنیم.

گفت سائل چون بماند این خاکدان      در میان این محیط آسمان

همچو قندیلی معلق در هوا      نه به اسفل می رود نی بر علا

آن حکیمش گفت کز جذب سما      از جهات ۶ بماند اندر هوا

همچو مغناطیس قبه ریخته      در میان ماند آهنی آویخته

مولوی ۷۵۰ سال پیش

 

در محفلی که خورشید اندر شمار ذره است      خود را بزرگ دیدن شرط ادب نباشد

حافظ ۷۰۰ سال پیش

 

شنیدستم که هر کوکب جهانیست      جداگانه زمین و آسمانی است

شبستری ۷۵۰ سال پیش

 

عناصر جز کشش کاری ندارند      حکیمان این کشش را عشق خوانند

نظامی

 

به هر روز و شبی این چرخ اعظم      کند دور تمامی گرد عالم

وزو افلاک دیگر هم بدین سان      به چرخ اندر همی ‌باشند گردان

ولی چون بنگری در اصل این کار      فلک را بینی اندر حکم “اجبار”

شبستری

 

زمین در جنب این نه طاق مینا      چو خشخاشی بود بر روی دریا

عطار

 

نورخواه از مه طلب خواهی زخور      نور مه هم ز آفتاب است ای پسر

مولوی

 

گذشته از اینها در مورد ذرات و تشکیل سیارات و ثوابت و دیگر موضوعات گفتنی هایی دارند که کتابهای خوبی هم درحد شروع تحقیق نوشته شده است.

تا قرن پانزدهم میلادی تصور دنیای غرب بر این بود که زمین مرکز دنیا و ثابت است و خورشید از دریای شرق طلوع می کند و پس از رسیدن به مغرب در دریای مغرب سوار قایق مخصوصی شده به دریای مشرق می رود؛ و باز دوباره …

در دیگر ادیان هم شبیه این گفته شده. از این مسائل خیلی زیاد پیدا می شود، چه در دنیای علم (چه در دنیای جهل) چه در تاریخ عوام الناس و مسائل غیر فیزیکی.

من می خواهم گستاخی آن را پیدا کنم که تصورات و توهمات خودم و شما را (در صورتی که علاقه مند باشید) در دنیای مجازی عنوان کنم، شاید با هم افزایی، مطالب احتمالا جالب، بیشتر بررسی شود و اگر واقعیتی در آن باشد بارور شود. گرچه می دانم که این صدا بسیار کوتاه و شاید ناشنیدنی باشد ولی:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل      که گر مراد نیابی به قدر وسع بکوشی

ناگفته نماند که مطالب در یک زمینه خاص نخواهد بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *