معرفی کتاب خاطرات خانه مردگان

زمان مطالعه: 2 دقیقه

خاطرات خانه مردگان حاصل دورانیست که داستایفسکی در زندان سیبری گذرانده. با ویرامگ همراه باشید؛ تا شما را با کتاب خاطرات خانه مردگان اثر داستایفسکی آشنا کنیم.

سایت ساز

فروشگاه اینترنتی و وب سایت خود را به سرعت با سایت ساز سی می پلاس بسازید

داستان از زبان پتروویچ، محکوم به قتل همسرش بازگو میشود. گویی نویسنده از این شخصیت خلق شده به عنوان دوربینی برای بیان هرآنچه در زندان دیده استفاده میکند.

و ما تمام مدت هم سلولی این شخصیم. ملحفه کثیف را بو میکشیم، در سوپ سوسکهای شناور میبینیم، سنگینی زنجیر دور پا در بیابان و اعمال شاقه را متحمل میشویم، با قاپیدن یکدیگر پول درمیاوریم تا تمامش را یواشکی خرج مشروب کنیم و مست بخوابیم. هر شب تازیانه میخوریم، با زخم های پشتمان به بیمارستان میرویم، زخم ها که التیام یافتند روز بعد دوباره تازیانه میخوریم!

میخواهم بگویم ما فقط شاهد یک گزارش از زندان نیستیم. ما زندان را تجربه می کنیم!

داستایفسکی، در معرفی هرکدام از مجرمین، ابتدا فارغ از جرم، به توصیف خصوصیات ظاهری و اخلاقی شخص میپردازد. سپس میگوید جرمش چیست. خب این حس برایمان تداعی میشود که هرشخص، پیش ازآنکه برچسب مجرم روی پیشانی اش بخورد، یک انسان است. یک انسان با تمام ویژگی های منحصربفرد خودش.

بیشتر بخوانید: معرفی کتاب زوربای یونانی اثر نیکوس کازانتزاکیس

این کتاب هم مثل دیگر آثار او خالی از بررسی روانشناختی نیست. حس میکنم بواسطه کند و کاو اندیشه مجرمین، بهتر به ذات و انگیزه هرکدام برای جرم نزدیک میشویم. گاهی دلایل جرایم نتیجه پلیدی انسانهای به ظاهر بیگناه اطراف بوده است. گویی جنون و پلیدی پیرامون، به دامن یک انسان آتش بزند و او بتنهایی گر بگیرد. درحالی که بیرون از اینجا عاملان جرم و جنون درحال قدم زدن درخیابانند.

از دید نویسنده مهمترین حقی که زندان از انسان سلب میکند، حق تنها بودن است، این همزیستی اجباری آدم را به کل بشر بدبین و هرکسی را دردیدش منفور میکند. انسان اگر نتواند لحظه ای تنها باشد به جنون کشیده میشود.

داستایفسکی نقد متمرکزی بر عدالت در مجازات نیز دارد.

انگیزه های قتل متفاوتند. یکی برای دفاع ازخود، یکی ازسر جنون آنی و یکی برای لذت مکیدن خون! ولی مجازات هرسه برابراست.

ما از تعیین مرز بین خیر و شر عاجزیم. میتوان درزیر پوست پلیدترین اشخاص زیباترین روح را دید. و وحشیانه ترین خوی را از اعماق معصوم ترین فرد بیرون کشید.

درزندان تنها نقطه مشترک، امید است. اراده معطوف به حیات انسان را وامیدارد به هر امید واهی چنگ بزند! امید چیزیست که هرکسی مثل یک تکه الماس یواشکی در جیب خود پنهان دارد. و باز شدن زنجیر پا حتی بعداز ده سال، مثل برخاستن از گور در لابلای دیگر مردگان است.

آری، انسان زندگی دشواری دارد. من تصور می کنم بهترین تعریفی که می توان از انسان کرد این است:
“انسان عبارت است از موجودی که به همه چیز عادت می کند.

بچه ها، چرا اینجا بمونیم؟
اینجا چیکار میکنیم؟
ما زنده هایی هستیم که زندگی نمی کنیم.
و مرده هایی هستیم که خاکمون نکردن! اینجور نیس؟

 

نگار نوشادی

بیشتر بخوانید

معرفی کتاب “خاطرات روسپیان سودازده من” معرفی کتاب خاطرات روسپیان سودازده من ( دلبرکان غمگین من ) نوشته گابریل گارسیا مارکز نویسنده پر آوازه کلمبیایی؛ با ویرا مگ همراه شوید تا آخرین رمان مار...
معرفی کتاب سوء تفاهم نمایشنامه سوء تفاهم حول زندگی دختری بنام مارتا و مادرش میچرخد که در مسافرخانه مشغول به کارند. آنهاکه زندگی روبراهی ندارند، مسافران خود را به قتل میرسا...
معرفی کتاب همزاد از داستایوفسکی همزاد از داستایوفسکی مراحل تحول کارمند اداره ای بنام گالیادکین را تا مرز جنون نشان میدهد. با ویرامگ همراه باشید تا شما را با این کتاب همزاد اثر داستای...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *