معرفی کتاب سوء تفاهم

نمایشنامه سوء تفاهم حول زندگی دختری بنام مارتا و مادرش میچرخد که در مسافرخانه مشغول به کارند. آنهاکه زندگی روبراهی ندارند، مسافران خود را به قتل میرسانند و پول های آنها را میدزدند.

سایت ساز

فروشگاه اینترنتی و وب سایت خود را به سرعت با سایت ساز سی می پلاس بسازید

این کاریست که برای پس انداز کردن پول در جهت ساختن زندگی رویایی خود لب دریا انجام میدهند.

ما دراین کتاب هم با نوعی اخلاق شکنی روبرو هستیم که در راه ساختن خوشبختی فردی شکل میگیرد. رد شدن از اخلاقیات و ارتکاب به جنایت هایی که چون یک هدف و ارزش بزرگ را در پی دارند توجیه می شوند.

مارتا که نمادی از انسان آزادی خواهِ فعال است، دائما مادرش را وادار به همراهی اش در قتل ها میکند. او حاضر است برای رسیدن به آزادی اش، روی هرچیزی پا بذارد. و حتی نام جنایت روی این کار نمیگذارد، زیرا معتقد است زندگی بسیار  بی رحم تر از اینست. ولی مادرش نماد انسانی پوچ و منفعل است که گویی به اخر خط رسیده و بخت بد را پذیرفته، کسی که دیگر هیچ هدفی ندارد و به هر راهی سر کج میکند که مارتا بگوید.

دراین بین، یان، برادر مارتا، که بیست سال پیش خانواده اش را ترک کرده، بدون معرفی خودش،بعنوان یک مسافر غریبه پیش انها برمیگردد. او میخواهد به انها کمک کند زیرا مساله ی “مسولیت” در ذهن او از هرچیزی پررنگ تر است.

اما نقطه عطف داستان آنجایست که مارتا و مادر بدون اینکه پسرشان را بشناسند، مثل دیگر مهمانان قصد کشتن او را دارند. کسی که شایدآخرین راه نجات آنها باشد و این بزرگ ترین سوتفاهم داستان است.

ما همه نسبت به هم بیگانه ایم. کامو مانند دیگر کارهایش قصد دارد این موضوع را برساند که جنایت نوعی نفی است. اما همیشه نفیِ دیگری، در انتها نفیِ خودت، و نابودی خودت را در پی دارد.

مارتا مادرش را در جنایت ها باخود همراه میکند، زیرا از تنهاییِ این عمل واهمه دارد. درصورتی که جنایت یک مساله ی گره خورده با تنهاییست!

هرکسی به تنهایی مسول اعمال خویش است. همانطور که مارتا میگوید: “من تنها میمیرم همونجوری که تنها زندگی کردم و تنهایی کشتم!”

مارتا که در اخر از اینهمه تقلا خسته شده، میگوید:  ما همه رکب خورده ایم! گول هدف های خودساخته را خورده ایم. فارغ ازینکه خانه نهایی همه ما تابوتِ مرگ است و تنها کسی میتواند خوشبخت باشد که این موضوع را بپذیرد، و بر علیه ش هیچ تقلا و تلاشی نکند. درست مانند یک تکه سنگ، و سنگ شدن جرات زیادی میخواهد.

پس از خدا بخواه که تو را مثل خودش سنگ کند! بیتفاوت، آرام و خاموش..

جمله انتخابی از کتاب:

“آخ! من آزادی ام را از دست داده ام، و جهنم از اینجاست که شروع میشه!”

 

نگار نوشادی

بیشتر بخوانید

موثرترین روش‌ها برای از بین بردن پف زیر چشم چشم‌های سالم، درخشان و بودن پف روی زیبایی چهره بسیار موثر هستن اما گاهی شاهد پف شدید زیر چشم هستیم که اصلا خوش‌آیند نیست. در بسیاری از موارد راه‌هایی ...
خلاقیت (بخش ۱) خلاقیت هم مانند هوش از کلماتی است که بسیار مورد علاقه ی والدین است و متأسفانه جامعه ی امروز ما درک درستی از آن ندارد. خلاقیت با هوش متفاوت است، حتی مر...
اندیشه های واگرا و فراموش شدنی خودمانی؛ نه جدی جدی ...نه شوخی شوخی... شاید، شاید واقعی! به همین سادگی! اندیشه های واگرا و فراموش شدنی گاهی فکری، خیالی یا وهمی به سراغ آدم می آید ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *